الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

376

شرح كفاية الأصول

مىباشد ، زيرا « كلام خدا » به معناى « ايجاد » اصوات و حروف است « 1 » ، مانند ساير صفات فعل كه به معناى « ايجاد » است ، از قبيل ايجاد « انسان » ، « آسمان » ، « زمين » ، و . . . كه فعل خداوند متعال مىباشد ، بنابراين « كلام خدا » حادث است نه قديم . جواب اشاعره به اشكال اشاعره در جواب اين اشكال اساسى گفته‌اند ، كلام بر دو قسم است : 1 - كلام لفظى : يعنى همان ايجاد اصوات و حروف ، كه « حادث » بودن آن واضح است . 2 - كلام نفسى : يعنى كلامى كه لفظ نيست و با اصوات و حروف ، پديد نمىآيد ، بلكه صفتى است كه قائم به نفس و جان متكلّم مىباشد . البته اين صفت نفسانى كه غير از « علم » ، « اراده » ، « كراهت » و ساير صفات نفسانيّهء مشهوره است ، علّت و منشأ كلام لفظى مىباشد ، و به عبارت ديگر : كلام لفظى حاكى از كلام نفسى و دالّ برآن است ( از باب دلالت معلول بر علّتش يا حكايت مسبّب از سببش ) ، و لذا گفته شده است : إنّ الكلام لفى الفؤاد و إنّما * جعل اللّسان على الفؤاد دليلا يعنى : « كلام » در دل است ، و آنچه كه سر زبان مىباشد دالّ برآن است . گفتنى است كه اين صفت در غير « اوامر « 2 » » ( يعنى ساير صيغه‌هاى انشائى مانند : تمنّى ، ترجّى ، استفهام و . . . ) به نام « كلام نفسى » در « اوامر » به نام « طلب حقيقى » است ، يعنى در « أوامر » ( كه طلب لفظى مىباشد ) آنچه كه در نفس است « طلب حقيقى » نام دارد و اين طلب حقيقى به نظر اشاعره ، غير از اراده مىباشد . پس معلوم شد كه معتزله و اماميّه ، اراده را عين طلب ( و بالعكس ) مىدانند ، ولى اشاعره با مطرح كردن « كلام نفسى » قائل به تغاير اراده و طلب شدند .

--> ( 1 ) . ايجاد اصوات و حروف در بعضى اشياء ممكن است ، مانند « شجره » كه با ايجاد صوت در آن ، به موسى خطاب شد : إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ ، سورهء قصص : آيهء 30 . ( 2 ) . مصنّف به اين مطلب ، در ذيل عبارت « و كذا الحال فى سائر الصيغ الإنشائيّة » اشاره مىكند .